تبليغاتX
معشوقه ی خام
معشوقه ی خام
لینک دوستان
* *
*راســــــتی،
دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...!
"حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب*
* *
* ♡ Tjockt svart hjärtaTjockt svart hjärtaTjockt svart hjärtaTjockt svart hjärtaTjockt svart hjärtaTjockt svart hjärtaTjockt svart hjärtaTjockt svart hjärtaTjockt svart hjärta♡♡Tjockt svart hjärtaTjockt svart hjärtaTjockt svart hjärtaTjockt svart hjärtaTjockt svart hjärtaTjockt svart hjärtaTjockt svart hjärtaTjockt svart hjärtaTjockt svart hjärta 
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:18 ] [ تنهایی شب ]
 

یاد تو از این فاصله ی سخت نمیگذرد و مرا با باد سوزان چشمانت به هر سویی میبرد نا بی وفاییم را به اثبات برسوند . من از همان تکه ی اول گفتم بی وفای توام ولی باور کن که عشق را به نثارت کشاندم . ای دل غافل از این همه سکوت مرا دریاب.مرا دریاب چون خوب میدانی در این امواج بارانی همه راهم سیلی است بی ارزش .مرا دریاب از این همه خاطره های تلخ در این دفترچه ی خاطراتم که سخت برگه هایش مرا در اعماقش به آغوش کشیده .   (م.ن)

                                                            

                                مرا از اینکه بگویم عاشق شدم پشیمون میکنی .

        من دوستت دارم .

                                                                                          و بسا دوست داشتن از عاشق شدن برتر است.

 چقدر دوست داشتن  خاکی شده وخود را به جاده ی بی خیالی ها سپرده است .

                 به خاطر حرفهای تو نیست ؟

 

 

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:27 ] [ تنهایی شب ]
 

عجیب این دلیه که مادام ما رو به دنباله خواسته هاش میکشونه و تا دم از خستگی می یاریم میگه یکم مونده طاقت بیار اما مثل اینکه خودشمم تو سرابه ی خیاله که هیچ وقت به حقیقت نمیرسه .

    حیف این جسم بی دل ما که فقط ادعا داره .

       

                                        خسته شدم از این همه تنهایی .

                                         یکی نیست به دادم برسه ؟(م.ن)

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:41 ] [ تنهایی شب ]
 

                     

عشق درختیه که پایش بستگی داره از چه سنی گذاشته باشی تو خاک . ساقه داره بستگی داره به اینکه هدفتون چی باشه . برگ هایی داره بستگی داره به اینکه دوست داشتنتون تا چه حد باشه.گل و شکوفه هاشم که بعد رسیدن این دو تا خوشبختمونه . گاهی وقتا اگه همینکه برای طرفی که از دست دادیم ارزوی خوشبختی کنیم بازم به همون شکوفه هاش میرسیم . (م.ن)

                                                             

[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:6 ] [ تنهایی شب ]
 
                               
 
دکتر وین دایر در کتاب عظمت خود را دریابید بحث جالبی داره:
می گه ادم ها دو دسته هستند غاز ها و عقاب ها . هرگز نباید عقاب ها رو به مدرسه غازها فرستاد و نباید افکار دست و پا گیر غازها فکر عقاب ها رو مشغول کنه . کسی که مثل غاز هست و تعلیم داده شده نمی تونه درست پرواز کنه و به خار و خاشاک گیر می کنه که مانع پروازش می شه . ولی عقاب رسالتش اوج گرفتنه . عقابی که مثل غاز رفتار می کنه از ذات خودش فرار می کنه .
بدترین چیز ندونستن قوانین عقاب هاست . این که ندونیم چطوری عقاب باشیم .
غازها همه مثل هم فکر می کنند و همیشه هم ادعا می کنند که درست فکر می کنند . افکارشون کپی شده هست و اصلا خلاقیت نداره . اکثر مواقع هم همگی با هم به نتایج یکسان می رسند چون دقیقا مثل هم فکر می کنند .
عقاب ها می دونند زمانی که همه مثل هم فکر می کنند در واقع اصلا کسی فکر نمی کنه .
غازها همیشه می دونند غاز دیگه چطوری زندگی کنه بهتره ! هر کسی جای کس دیگه تصمیم می گیره . برای همین اکثر یا دیر به بلوغ (فکری – جنسی – احساسی) می رسن و یا اصلا بالغ نمی شن .
عقاب ها به خلاقیت ذهن هر کس اعتقاد دارن و در زندگی ماهیگیری به فرد یاد می دن و نه ماهی . در محله عقاب ها هر کسی جای خودش باید فکر کنه و کسی مسئولیت زندگی کس دیگه رو به عهده نمی گیره .
غازها از جسمشون بیش از حد کار می کشن و تمام توان داشته و نداشته رو به کار می گیرن و به نتایج دلخواه نمی رسن .
عقاب ها اول تمام جوانب کار رو در نظر می گیرن ، باتوجه به تجارب قبلی و برنامه ریزی های ذهن خلاقشون تصمیم می گیرند و بعد شروع به کار می کنند . عقاب ها ایمان دارند که تلاش جسمی به تنهایی اصلا برای کار کافی نیست .
غازها حریم شخصی ندارند و بارها و بارها وارد حریم خصوصی عقاب ها می شن چون حرمت ندارند .
عقاب ها به حریم شخصی هر فردی احترام می زارن و قاطعانه به افرادی که وارد حریم خصوصی اونها می شن تذکر می دن .
غازها باید همه رو راضی نگه دارند و تمام تلاششون رو در روابط می کنند که همه انسان ها ، تک به تک از اونها راضی باشند . به جای انجام وظایف و رسالت خودشون ، رضایت همه اطرافیان رو با هر زحمتی شده به دست می یارن چون اگر به دست نیارن احساس خلا می کنند ..
عقاب ها می دونند که به دست اوردن رضایت همه افراد امکان نداره و نیمی از مردم همیشه با نیمی از افکار اونها مخالفند و این وظیفه یک عقاب نیست که مخالفانش رو راضی نگه داره .
غاز نه نمی گه و همش شاکی هست که چرا باید اینهمه به دیگران توجه کنه .
عقاب در مواقعی که لازم هست ، به راحتی نه می گه .
غاز شرط اول ارتباط رو صمیمیت بیش از حد می دونه .
عقاب شرط اول ارتباط رو احترام متقابل می دونه .
غاز نمی خواد باور کنه که دشمنی داره .
عقاب می دونه که باید دشمنش رو ببخشه ولی بهش اعتماد نمی کنه .
غاز از تجربیات درس نمی گیره و فقط آزار می بینه .
عقاب بعد از گذروندن سختی مسئله ، به فکر پذیرش مسئله و درس های ممکنه هست ..
غاز از دلش هیچ وقت حرف نمی زنه ..
عقاب با دلش زندگی می کنه .
غاز یا احساسیه و یا منطقی .
عقاب می دونه که در دورانی از زندگی باید مغز رو پرورش و ورزش دارد و در دورانی دیگه باید دل رو نوازش داد و به حرف های دل بها داد .
غاز اشتباه نمی کنه .
عقاب می دونه اگر هیچ وقت اشتباهی نکرده ، دلیلش اینه که اصلا دست به عملی نزده .
غاز جای دیگران زندگی می کنه ..
عقاب می دونه که باید به دیگران کمک کنه ولی جای کسی نباید زندگی کنه چون تجربه خود بودن رو از اون فرد گرفته .
غاز همیشه همه کار می تونه انجام بده .
عقاب می دونه چه کارهایی رو می تونه انجام بده و چه جایی باید اعلام کنه که از عهده اون بر نمی یاد .
غاز همیشه مجبوره .
عقاب همیشه مختاره و اگر به جبر روزگار مجبور شد کاری رو انجام بده ، می پذیره و می گه : ترجیح می دم این کار رو انجام بدم .
زمان غاز تفریح مشخص نیست .
عقاب برای تفریحش برنامه ریزی می کنه و می دونه که فاصله خالی این نت تا نت بعدی در موسیقی ، دلیل دل نشین بودن اون هست .
غاز همیشه ناراضیه و شاکی و همیشه در حال شناخت عامل این بدبختی هست .
عقاب همیشه راضیه و می دونه هر سختی هم پایانی داره  .
غاز عبادت عادتش شده .
عقاب تکرار و عادت و روزمرگی رو مرگ دل و پرستش می دونه .
غاز نسبت به عقاب یا احساس برتری می کنه و یا احساس ضعف .
عقاب باور داره برتری وجود نداره . اصل فقط تفاوت است که باعث برتری کسی بر کس دیگه نمی شه .
غاز زیاد از مغزش کار می کشه البته بدون بهره وری لازم .
عقاب مفید فکر می کنه و از اشتباهاتش درس می گیره .
غاز می خواد غاز باشه چون غاز بودن و نپریدن خیلی اسون تر از پرواز و اوج گرفتن هست .
عقاب بر عقاب بودن اصرار داره ، حتی اگر بارها به مدرسه غازها رفته باشه و به خاطر عقاب شدن بهای سنگینی رو بپردازه
 
عقاب باشید و سربلند
 

                                      

                                                                                                                          




[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:6 ] [ تنهایی شب ]


Shakespeare Said :
شکسپیر گفت
I always feel happy, you know why?
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟

Because I don't expect anything from anyone,
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،

Expectations always hurt .. Life is short .. So love your life ..
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. زندگی کوتاه است .. پس به زندگی ات
عشق بورز ..

Be happy .. And keep smiling .. Just Live for yourself and ..
خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..

Befor you speak » Listen
قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن

Befor you write » Think
قبل از اینکه بنویسی » فکر کن

Befor you spend » Earn
قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش

Befor you pray » Forgive
قبل از اینکه دعا کنی » ببخش

Befor you hurt » Feel
قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن

Befor you hate » Love
قبل از تنفر » عشق بورز

That's Life … Feel it, Live it & Enjoy it.
زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر
 


[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:0 ] [ تنهایی شب ]

 علی عطشانی اولین فیلم سه بعدی ایرانی را با نام «آقای الف» می‌سازد.

 
این کارگردان سینما درباره تولید این فیلم برای توزیع در شبکه خانگی نمایش گفت: «فیلمنامه «آقای الف» توسط امیرعلی محسنین نوشته شده بود، قصد داشتیم در حوزه سینما قبل از فیلم «طلبه» آن را بسازیم. مقدمات کار را فراهم کرده بودیم تا برای دریافت پروانه ساخت ارائه کنیم، اما بعد از این اتفاقاتی که در حوزه توزیع و نمایش فیلم‌ها افتاد، احساس کردیم ممکن است موقعیت خوبی برای ساخت فیلم در سینما نباشد‌. سرمایه‌گذاری هم که قرار بود این کار را انجام بدهد برایش علامت سئوال ایجاد و دچار تردید شد که چه ضمانتی برای اکران فیلم وجود خواهد شد. ما تصمیم گرفتیم این کار را که اتفاقات خوبی هم قرار است برای این کار بیافتد با یک شرایط جدید به صورت ویدئو در بازار عرضه کنیم.» 
 
وی ادامه داد: «با یک شرکت تولید و پخش محصولات ویدئویی صحبت کردیم که این فیلم را در اشل فیلم کاملاً حرفه‌ای و سینمایی بسازیم و در شبکه نمایش خانگی توزیع شود. چند اتفاق خوب قرار است بیافتد، اول این که همراه با نسخه DVD نسخه «بلو ری» فیلم هم منتشر می‌شود. همچنین تبلیغات فیلم همزمان با شروع تصویربرداری آغاز خواهد شد.» 
 
عطشانی در ادامه گفت: «علاوه بر نسخه DVD فیلم یک عینک سه‌بعدی هم با فیلم ارایه خواهد شد، زیرا سکانس‌هایی از فیلم به صورت سه‌بعدی آماده می‌شود و این سکانس‌ها به گونه‌ای طراحی شده است که بدون نیاز به تلویزیون‌های LED یا LCD قابل نمایش نخواهد بود و با عینک روی پکیج قابل دیدن خواهد بود.»
 
کارگردان فیلم سینمایی «تلفن همراه رئیس جمهور» درباره زمان تصویربرداری فیلم توضیح داد: «20 روز دیگر فیلم جلوی دوربین خواهد رفت و همزمان با آغاز تصویربرداری پیش تبلیغات و تبلیغات فیلم آغاز خواهد شد. البته این برای فیلم‌های خارجی مرسوم است. در ایران مرسوم نبوده است. این شرکت نگاه حرفه‌ای به مقوله سینما دارند و امیدواریم با این کار مسیر خوبی را عرضه محصولات سینمایی و حرفه‌ای در شبکه نمایش خانگی باز و هموار کنیم.»
 
عطشانی در مورد چگونگی آماده شدن ‌بخش‌های سه‌بعدی فیلم عنوان کرد: «بخش‌هایی از فیلم سه‌بعدی خواهد بود که ‌ملموس باشد، چندین سکانس از فیلم را که المان‌های سه‌بعدی در آن بیشتر دیده می‌شود انتخاب کردیم. این سکانس‌ها علاوه بر این که به صورت رئال کار می‌شود به صورت سه‌بعدی هم گرفته می‌شود. در نسخه DVD که همراه با عینک ارائه می‌شود قبل از آغاز این بخش‌ها زیرنویس می‌شود و به بیننده اطلاع‌رسانی می‌شود تا آن سکانس‌های خاص را با عینک ببیند و بعد از پایان سکانس با زیرنویس اطلاع‌رسانی می‌شود که عینک را بردارند. این کار کمک می‌کند که بیننده همزمان که داستان فیلم ‌را تعقیب می‌کند بتواند قسمت‌های سه‌بعدی را ببیند.»
 
وی در ادامه گفت: «ما دو نوع سه‌‌بعدی داریم که یکی به صورت آناگلیف است و دیگری به صورت ساید بای ساید خواهد بود. ‌اگر می‌خواستیم ساید بای ساید را اجرا کنیم تنها افرادی می‌توانستند استفاده کنند که تلویزیون‌های مجهز به سیستم سه‌بعدی و امکان پخش داشته باشند، اگر به صورت آناگلیف انجام بدهیم، حتی می‌تواند عینک ساده بگذاریم با یک تلویزیون 14 اینچ هم به صورت سه‌بعدی همزمان با تکنولوژی روز دنیا ببینید، با مشورت‌هایی که با فرامرز قهرمانی ‌فرد داشتیم به این نتیجه رسیدیم علاوه بر نسخه ‌DVD یک CD حاوی عکس‌های فیلم هم منتشر خواهیم کرد که با عینک قابل دیدن است.»
  
وی درباره بازیگران فیلم توضیح داد: «برای هر نقش دو سه گزینه انتخاب کردیم و فیلمنامه‌ را ارایه دادیم.‌ ظرف چند روز آینده لیست بازیگران قطعی خواهد شد. پیش تولید سنگینی خواهیم داشت تا تولید آرام داشته باشیم. تلاش می‌کنیم شخصیت اصلی داستان «آقای الف» را از بازیگران مطرح سینمای ایران انتخاب کنیم.»
 
تعدادی از عواملی که حضورشان تاکنون قطعی شده است عبارتند از:
 
نویسنده فیلمنامه: امیرعلی محسنین / کارگردان: علی عطشانی / تهیه‌کننده: موسسه بیتا فیلم تهران / دستیار و برنامه ریز: حامد امرایی / دستیار دوم کارگردان: مهدی نبی‌زاده / مدیرتولید: مهدی بایرام‌لو / جانشین تولید: حسام شجاعی / طراح چهره‌پردازی: امیر ترابی.

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 16:32 ] [ تنهایی شب ]
اگر از سردرد رنج می برید توصیه می شود که در همان مراحل اولیه، درد را تسکین دهید تا شدت پیدا نکند، ضمن آنکه شناسایی مواد غذایی که باعث تسکین سردردمی شود مفید است .

در این مطلب به نقل از سایت «Prevention» به علت بروز سردرد و درمان غذایی آن اشاره شده است.

 

علل سردرد:
کمبود آب بدن شایع ترین علت سردرد است. بدن هر فردی به طور میانگین از 60 درصد آب تشکیل شده است و به مصرف آب به میزان بالا نیاز دارد. بنابراین هر فرد بزرگسال برای آب رسانی کافی باید روزی 8 تا 10 لیوان آب بنوشد. توجه داشته باشید قهوه و نوشیدنی های گازدار باعث کمبود آب بدن می شود.

 

*مصرف داروهای ضد درد علت نیمی از میگرن های مزمن است و 25 درصد نیز براثر مصرف بیش از حد داروهای شایع درد است.

 

*کافئین اگرچه باعث تسکین درد می شود اما مصرف زیاد آن اثر عکس دارد. علاوه بر آن، ترک کردن عادت مصرف قهوه باعث بروز سردرد می شود تا این که بدن به مصرف نکردن کافئین عادت کند.

 

*سردردهای تنشی در پی استرس به وجود می آید. یکی دیگر از علل آن نیز خیره شدن به صفحه مانیتور به مدت طولانی است. بنابراین هر نیم ساعت از جا بلند شوید و به دور دست خیره شوید.

 

*سینوزیت در برخی موارد سردرد ایجاد می کند. این نوع سردرد همراه با درد استخوان گونه، استخوان بینی یا پیشانی است. اغلب با حرکت ناگهانی سر، درد زیاد می شود.شست و شوی بینی با آب مقطر می تواند مفید باشد.

 

*مصرف برخی غذاها مانند بادام زمینی، شکلات که حاوی آمینو اسید تیرآمین است و سوسیس که حاوی نیترات است سردرد به وجود می آورد. گاهی فرآورده های لبنی و گندم نیز عامل سردرد است.

 

*تغییرات جوی به خصوص افت فشار جوی سردرد به وجود می آورد. سفر کردن به مکانی که در ارتفاع بالاتر از محل زندگی شما قرار گرفته است ممکن است سردرد ایجاد کند.*هورمون های استروژن و پروژسترون روی ماده شیمیایی مربوط به سردرد در مغز تاثیر می گذارد. میزان بالای استروژن سردرد را بهبود می دهد، در حالی که استروژن های پایین باعث شدت یافتن درد می شود.

 

*دود سیگار، یکی از عوامل شایع در بروز حمله میگرن است. بنابراین از قرار گرفتن در محیط آلوده به دود خودداری کنید.

درمان های غذایی سردرد


با مصرف میزان کافی آب، اغلب سموم بدن از طریق ادرار ، مدفوع و عرق دفع می شود.آب به حفظ دمای بدن نیز کمک می کند. میزان آب مورد نیاز بدن به آب و هوا، وزن و سلامت عمومی فرد بستگی دارد.

 

*افرادی که به طور منظم دچار سردرد می شوند، باید روزی یک عدد موز برای صبحانه مصرف کنند. منیزیم موجود در آن به طور موثر سردرد را درمان می کند.

 

*لیموناد تازه با مقدار زیاد نمک سردرد را درمان می کند.

 

*مصرف یک عدد سیب به صورت ناشتا سردرد را از بین می برد.
سیب حاوی بیوفلاوانوئید است که با کاهش دادن فشار خون، در پیشگیری از سردرد موثر است.

 

*کپسا سین موجود در فلفل سیاه نیز در رفع سردرد موثر است.

 

*دم کرده ولرم برگ ریحان و تکه های زنجبیل را همراه با کمی عسل بنوشید. آنتی اکسیدان مانند سلنیم ، منیزیم و ویتامین های موجود در آن نشاط آور است.

 

*مصرف شیر ولرم و کمی شیرین برای سیستم عصب و در نتیجه رفع سردرد مفید است.


منبع : سلامت نیوز
 

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 16:19 ] [ تنهایی شب ]
اگر یک ورزشکار هستید و می خواهید به کمک ورزش، آمادگی جسمانی و تناسب اندام خود را حفظ کنید این مطلب را تا به انتها مطالعه کنید.
ورزشکاران معمولا پس از انجام یک تمرین یا ورزش سنگین به غذا خوردن می پردازند تا انرژی از دست رفته را دوباره به دست آورند.

 

در این میان انتخاب غلط غذا می تواند تمامی زحمات شما را از بین برده و باعث شود تا نتوانید به تناسب اندام مورد نظر برسید. در این مطلب شما را با 4 ماده غذایی که نباید پس از تمرین ورزشی مصرف شود آشنا می کنیم.

 

برنج قهوه ای
این درست است که این ماده غذایی دارای منابع غنی کربوهیدرات است و می تواند یک منبع مناسب برای انرژی باشد اما این ماده غذایی دارای سبوس فراوانی بوده و انرژی موجود در آن بسیار دیر هضم می شود. در این جا شما می توانید از برنج سفید برای بدست آوردن کالری استفاده کنید.

 

سالاد
سالاد یک ترکیب غذایی سالم با ویتامین های مختلف است که می تواند نیازهای بدن شما را تامین کند. اما باید به این نکته اشاره کرد که سالاد نیز دارای مقادیر زیادی "فیبر" است که هضم آن را طولانی کرده و در ضمن مواد مورد نیاز برای بازیابی انرژی پس از تمرین را برای شما در بر ندارد.

 

فست فودها
غذاهای فوری مثل همبرگر حاوی پروتئین و کربوهیدرات فراوانی هستند اما نباید فراموش کرد که این مواد غذایی حاوی چربی و نمک بسیار زیادی هستند.

این مواد بسیار دیر هضم هستند و همچنین مانع از رسیدن مواد مغذی به بدن می شود. همچنین فراموش نکنید که این مواد غذایی دارای کالری بسیار زیادی هستند و می توانند زحمات شما را پس از یک تمرین سخت به هدر دهند.

 

شکلات سیاه
این صحیح است که شکلات سیاه دارای حجم زیادی از آنتی اکسیدان است اما استفاده از مواد قندی پس از تمرین به بازیابی انرژی و توانایی شما پس از تمرین کمک نخواهد کرد. اگر بدنبال یک خوراکی شیرین پس از اتمام تمرین هستید پیشنهاد ما به شما استفاده از شیرکاکائوهای بدون چربی است که منبع مناسبی برای کربوهیدرات است.

 

منبع: باشگاه خبرنگاران

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 16:17 ] [ تنهایی شب ]
شوید گیاهی است که در تهیه غذاهای مختلف از آن استفاده می شود.

فلاوانوئید و ویتامینB کمپلکس موجود در شوید به طور طبیعی ترشح برخی آنزیم ها و هورمون ها را فعال می کند که این امر تاثیر آرام بخشی و خواب آور دارد.

 

فلاوانوئید موجود در روغن آن خاصیت باکتریایی دارد و با از بین بردن عفونت های میکروبی، اسهال را درمان می کند.

به علت دارا بودن خاصیت ضدعفونی کننده برای حفظ غذا از آن استفاده می شود.

با شل کردن عضله معده، نفخ را برطرف می کند.

مانع از بروز یبوست می شود و قولنج را در کودکان از بین می برد.

به طور طبیعی تنظیم کننده انسولین به حساب می آید.

ناراحتی های مربوط به قاعدگی را برطرف می کند.

برای درمان ناراحتی های تنفسی موثر است.

آنتی اکسیدان موجود در آن با سرطان مقابله می کند.
 

منبع: سلامت نیوز

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 16:16 ] [ تنهایی شب ]
 

علت عمده به وجود ‌آمدن قارچ ناخن، قارچ درماتوفیت است ‌اما مخمر و کپک نیز می‌توانند عامل این بیماری باشند.

قارچ‌ها موجودات فرصت‌طلبی هستند و در تمام مکان‌ها به‌خصوص مکان‌های گرم و مرطوب مانند کف سالن‌های ورزشی، رختکن، داخل کفش و جوراب و حتی در کف آشپزخانه یافت می‌شوند.

 هیچ کس دوست ندارد روی پوست بدنش به ویژه پاها و لای انگشتانش قارچی پیدا شود. قارچ ناخن که نوعی بیماری است هنگامی اتفاق می‌افتد که قارچ در بستر یک یا تعدادی از ناخن‌ها ریشه کند.

در این مقاله عوامل به‌وجود آورنده قارچ ناخن را بررسی کرده و سه راه مقابله با آن را معرفی می‌کنیم.

 دلایل ابتلا به قارچ ناخن
علت عمده به وجود ‌آمدن قارچ ناخن، قارچ درماتوفیت است ‌اما مخمر و کپک نیز می‌توانند عامل این بیماری باشند.

 قارچ از طریق بریدگی‌های نامرئی یا جدایی ناخن از بستر آن، به بستر ناخن هجوم می‌آورد. البته گرما و رطوبت دائمی شرایط آسان‌تری را برای شیوع قارچ ناخن فراهم می‌کند. شست پا بیشتر اوقات در محیط تنگ، محدود و مرطوب جوراب و کفش قرار دارد که در آن محل گردش خون کمتر است؛ بنابراین این قسمت پا از ناخن‌های دست آسیب‌پذیرتر هستند.

شرایطی که به وجود‌ آمدن قارچ را تسهیل می‌کنند
شرایط مرطوب و نمداری که قارچ ناخن را به وجود می‌آورند می‌تواند ناشی از عرق کردن شدید، کار کردن در محیط‌های مرطوب و نمدار یا ورزش با پای برهنه باشد.

 بنابراین از پا برهنه راه رفتن در محیط استخر، محیط رختکن و دوش‌های مشترک حمام اجتناب کنید؛ به‌خصوص اگر در نواحی اطراف ناخن‌هایتان بریدگی، خراش، عرق‌سوز یا پاره شدگی وجود دارد.
 از کفش‌هایی استفاده کنید که فضای کافی برای عبور و مرور هوا را دارند و مانع انباشته شدن رطوبت در پا می‌شوند.

کفش‌ها و جوراب‌های تنگ به عرق کردن پا و به وجود‌ آمدن محیط نمدار و مرطوبی که بستر قارچ‌ها ‌خواهد شد کمک می‌کنند.

بیماری‌های خاصی مانند دیابت، بیماری با سیستم ایمنی ضعیف و همچنین پسوریازیس می‌توانند احتمال به وجود ‌آمدن قارچ ناخن را بالا ببرند.

 درمان‌های خانگی برای قارچ ناخن
سرکه سیب، محلول خوبی برای فرو بردن پا در آن به منظور از بین بردن قارچ ناخن‌های پا به شمار می‌رود. چون اسید موجود در سرکه سیب باعث مرگ قارچ می‌شود. درمان‌های خانگی یک قسمت سرکه و دو قسمت آب را پیشنهاد می‌کنند. اگر پوستتان قرمز یا ملتهب شد این کار را ادامه ندهید.

چای و روغن زیتون می‌توانند به درمان قارچ ناخن کمک کنند. چای دارای مواد ضدباکتری طبیعی است که به مشکل قارچ ناخن کمک می‌کنند و روغن زیتون نیز از شکستگی و افتادن ناخن عفونی شده جلوگیری می‌کند. اضافه کردن مواد پروبیوتیکی به رژیم غذایی می‌تواند به عنوان علاج قارچ ناخن مورد توجه قرار گیرد.

 ماست پروبیوتیک و کفیر منابع خوبی برای درمان این گونه قارچ‌ها هستند. استفاده از مواد غذایی «سفیدرنگ» مانند شکر، آرد سفید و کربوهیدرات‌های تصفیه شده را کاهش دهید. حواستان به مصرف لبنیات باشد. 
 از جوراب‌های نخی استفاده کنید. نخ موجود در جوراب به پای شما مجال نفس کشیدن می‌دهد و رطوبت کفش را کاهش می‌دهد. خانم‌ها هم سعی کنند ناخن‌هایشان را در یک خط مستقیم بچینند و از لاک ناخن استفاده نکنند؛ زیرا لاک رطوبت را بین ناخن و بستر ناخن نگه می‌دارد.

 

                                                                                                       منبع : صدف نیوز

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 16:14 ] [ تنهایی شب ]
منـم زیبــا                   

که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود

تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن

که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم

که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!

آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت.خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد 

                                  




 

[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 9:49 ] [ تنهایی شب ]
صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود
با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت و
روز خوبی داشت!
فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود
"هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت
...
پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود
"اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد !
روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!!
فریاد زد

ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم!
همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه
ساده زندگی کن ،جوانمردانه دوست بدار ، و به فکر دوست دارانت باش
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 16:38 ] [ تنهایی شب ]
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 16:4 ] [ تنهایی شب ]
امشب دوباره غرق در تمنای دیدنت

سرمه ی انتظار به چشمانم میکشم

امشب دوباره تو را گم کرده ام

میان آشفته بازار افکار مبهمم

توی کوچه های بی عبور پاییزی

دستان گرمت را .. نگاه مهربانت را .. شانه های بی انتهایت را

منتظر نشسته ام





آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند


همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود . . .

ادامه مطلب
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 16:1 ] [ تنهایی شب ]
مردم هم مرا از خود میرانند تعجبی نیست
دل را به خاطر داری چگونه سینه ات را محو عشقی خالی نمود و فقط مایه عذابم شد و هم اکنون به خود مینازد که کسی را دارد که به او مینگرد عشق را میگویم  او محو تماشای دروغینش شد ولی آخر خنجر ماتش را به سیتنه ام کشاند اما او هنوز میخندد و به دروغ میگوید عشق ازان من است .
[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 15:23 ] [ تنهایی شب ]
چه ساده بودم که دروغهایت را به گوشهای نازنینم میسپردم و به زیر نگاهم سقلمه ای میزدم و به او فقط قاب سکوت را داده بودم تا بخوابد و هیچ یک به چشمان راستین دلش نیاید تا بهانه ای برای دور کردنم از تو نداشته باشد چه ساده بودم.گوشهایم خوابش برد و چشمهایم به باد صبا دید میزند و هنوز خیره مانده کاش میتوانسم همه ی آنها را دوباره به دلم بسپارم تا درمانش نماید . ساده بودم میدانم اما دوست داشتنت مرا به این گونه باور رساند .

                                                           

[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 15:12 ] [ تنهایی شب ]
خواستم من تو را در خاطراتم سبزبه سر سفره ی دل  بنشانم اما غروبی به اسم مستعارزندگی مرا خاکستر گونه درتنور داغ دیده ی جسمم بنهاد و گفت هنوز پاییزی.هنوزم نمیدانم کدام سو بروم تا به دریای ساحل گونه ات برسم .

                                                

[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 9:8 ] [ تنهایی شب ]
 

گاهی وقتها نیستی ها دست به دست هم می دهند تا ناگاه رنجها را به وجودت تزریق کنند . گاه خیالاتی از رنگ سبز یشمی خود را به زردی خزان میرنگانند تاسیاهی را  به نگاهت بنشاند و نگذارد تو به خیال فهیم دست دهی .

این روزها همه دل میشکنند و به خیالی باطل پا از این جاده ی توهم بر میدارند . و تو تنها باید دست زیر سرت بگیری و نفسهایت را عمیق بکشی تا از گلوی کوچکت بیرون آید و بغض خود را محو نماید .

ما دیگر از انسانیت به دوری گزیده شده ایم    

                     

                                         

 

[ جمعه نوزدهم اسفند 1390 ] [ 13:42 ] [ تنهایی شب ]
۱- گردو  
[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 14:31 ] [ تنهایی شب ]

زیباترین بهار تقدیم شما .


ادامه مطلب
[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 9:18 ] [ تنهایی شب ]

داستـانِ یـک دکـتـر ...

 

این داستانِ یک دکتر است. دکترِ داستانِ ما در حال حاضر در استرالیا زندگی می کند. زندگی بسیار مرفه ای دارد، زندگی که هیچیک از همکلاسی هایش حتی خواب آن را هم نمی دیدند !

همه ی ما می خواهیم در زندگی به بالاترین چیزها دست یابیم. در هر کلاس می خواهیم شاگرد اول باشیم، گرانترین لباس های بازار را بخریم، کفشهایمان جزء کفش های تک باشد، بلندترین و گرانترین اتومبیل شهر را می خواهیم، می خواهیم با زیباترین و خوشگلترین دختر شهر ازدواج کنیم، دوست داریم بچه هایمان از زیباترین و بهترین بچه های مدرسه خود باشند. می خواهیم بهترین پست ها را داشته باشیم، دلمان می خواهد اگر کاری را شروع کردیم، یک شبه به اوج برسیم و همه ما را به عنوان الگوی "موفقیت" بشناسند.

اما دکترِ داستانِ ما روحیه اش با این قیاس ها سازگار نبود و در این راستا در کل انسانِ کاملاً "متفاوتی" بود.

او می خواست یک زندگی
"معمولی" داشته باشد و جالب اینکه در هیچ امتحانی قصد نداشت رتبه ی اول را کسب کند.



هنگامی که همکلاسی هایش تمام شب مشغول حفظ کتاب و جزوه بودند، یا در حال جا کردن خود در دل اساتید برای گرفتن نمره ای بالاتر، او تنها 2 یا 3 ساعت مطالعه می کرد و سپس بدون هیچ استرسی به خواب عمیقی فرو می رفت و عقیده داشت که نمی تواند برای چند نمره اضافی خواب خود را "فدا" کند.

همکلاسی هایش
"ساده زیستی و معمولی" بودن او را مورد تمسخر می گرفتند و او را "احمق" می نامیدند، اما دکتر راضی و خوشحال بود. با نمره ای متوسط MBBS (پزشکی عمومی در کشورهای هند و پاکستان) خود را گرفت.


 


تمام همکلاسی هایش بعد از اخذ مدرک پزشکی عمومی، تلاش خود را چند برابر کردند تا بتوانند تخصص خود را بگیرند و جزء بهترین های جامعه باشند ولی دکتر تصمیم گرفت درس خواندن را متوقف کند و در یک بیمارستان کوچک به عنوان دکتر شیفت شروع به کار کرد. دوستان او بعد از کار در شیفت صبح به کلینیک های خصوصی می رفتند و ناهار خود را با عجله به اتمام می رساندند تا مریض های بیشتری را ویزیت نمایند و شبها نیز مشغول خواندن جزوه های تخصصی خود بودند.

اما دکتر بعد از برگشت از بیمارستان با آرامش کامل ناهار می خورد، کمی استراحت می کرد و عصر هنگام به پیاده روی می رفت، تلویزیون نگاه می کرد، کتاب می خواند، موسیقی گوش می کرد، به دیدن دوستان و آشنایان خود می رفت، و اگر مریضی به در خانه او مراجعه می کرد بدون هیچ شکایتی به صورت رایگان او را معالجه می کرد. او به فکر افزایش درآمد خود نبود و با همان حقوق اندک تلاش می کرد از زندگی لذت ببرد. خانه ی کوچکی کرایه کرد، کولر گازی هم وصل نکرد. یخچال کوچکی برای آشپزخانه ی کوچکش خرید و با موتور به سرکار رفت. در این هنگام پدر و مادرش از او خواستند ازدواج کند.



دکتر در این باره نیز "معمولی" رفتار کرد. هنگامی که تمامی دوستانش به دنبال زیباترین، پولدارترین و خانواده دارترین دختران می گشتند، دکتر با دختری معمولی از خانواده ای ساده و متوسط ازدواج نمود. با هم به خانه ی کوچک خود رفتند و با شادی به زندگی ادامه دادند. بعد از چند سالی بچه ها هم وارد زندگی دکتر شدند. بچه هایی بسیار عادی.

دکتر به جای ثبت نام بچه های خود در گرانترین مدارس خصوصی، آن ها را در مدرسه ی دولتی محله خود ثبت نام کرد. دکتر هیچگاه از آنها نمی خواست که شاگرد اول مدرسه شوند و به آنها فهماند که درس خود را در حد نیاز فرا گیرند و قبول شوند. بچه ها هم با نمرهای متوسط کلاس ها را قبول می شدند و از شیوه زندگی خود لذت می بردند. از مدرسه برمی گشتند، در کنار پدر و مادر خود ناهار می خوردند، کمی استراحت می کردند، سپس درس می خواندند، عصر هم بازی می کردند و شب قبل از خواب به همراه پدر خود به پیاده روی می رفتند.


 

اما زندگی دکتر اینگونه به پایان نرسید. پیچ کوچکی در جاده ی زندگی دکتر به وجود آمد. تصمیم گرفت از کشورش خارج شود و به کشور دیگری مهاجرت کند. دوستان دکتر هم در تلاش بودند تا مهاجرت کنند و در کشورهای جهان اول به بهترین ها برسند. لذا روزها را در صفهای بلند سفارتخانه های آمریکا، بریتانیا و استرالیا می گذراندند و مدام به دنبال آشنایی بودند تا چند روز زودتر از بقیه به آرزوهایشان برسند. اما دکتر کشوری بسیار "معمولی" را انتخاب نمود که هیچگونه صفی در سفارتخانه های آن وجود نداشت. او به کشور مالدیو رفت و در بیمارستانی مشغول به کار شد.


 

خانه ی ساده ای کرایه کرد و همسر و بچه هایش را به آنجا برد. دوچرخه ای برای خود و بچه هایش خرید و بعد از اتمار کار به همراه خانواده از مناظر زیبای مالدیو لذت می بردند. آخر هفته ها به مسافرت می رفتند و دوستان فراوانی پیدا کردند. تا اینکه دکتر روزی اطلاعیه ای در روزنامه دید که در آن سازمان بهداشت جهانی (WHO) از چند دکتر عمومی، بدون مدرک تخصص و با تجربه چند ساله خواسته بود تا به یکی از روستاهای دور افتاده در استرالیا رفته و در بیمارستانی مشغول به کار شوند. دکتر برای این شغل اقدام نمود و به استرالیا مهاجرت کرد.



دولت خانه ای در روستا به او داد و او در بیمارستان مشغول به کار شد. بعد از چند سال به خاطر حسن برخورد و حس نوع دوستی و پشتکارش به ریاست بیمارستان رسید. دولت 2000 متر زمین زراعی به او اختصاص داد و دکتر نیز به کمک فرزندان معمولی خود آنجا را به مزرعه ای آباد تبدیل نمود. در حال حاضر او در خانه ای با 5000 متر مربع مساحت زندگی می کند و جگوار خود را در کنار پورشه ی همسرش در پارکینگ اختصاصیشان نگه می دارد و "بچه ها و همسر معمولی" او در کنارش هستند ...


می خواهم بگویم علاوه بر بهترین شدن، اولین رتبه را کسب کردن، شاگرد اول شدن، پولدارترین شدن، راه دیگر و صد البته بهتری هم در زندگی وجود دارد و آن چیزی نیست جز
راه "اعتدال" و "معمولی"
 

این همان راهی است که تمام شادی در آن وجود دارد.
اما ما راه بهترین ها را انتخاب می کنیم و در این راه آنقدر با شتاب پیش می رویم که شادیهای زندگی را یکی پس از دیگری جا می گذاریم و ناباورانه در آخر راه تنها می مانیم، بدون اینکه اجازه دهیم حتی شادی و لذت با ما همکلام شود.

کاش ما هم شاد بودن و لذت بردن از زندگی را بر موفقیت و بهترین شدن ترجیح دهیم.

کاش ما هم "معمولی" باشیم !
درست مانندِ آن لحظه که خالق هستی، بدون هیچ تبعیضی؛ من و تو را از یک عنصرِ یکدست و "معمولی" خلق کرد ...

[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 15:16 ] [ تنهایی شب ]
سلام دوستان من .

از همتون به خاطر نظراتتون ممنونم.

دوستتون دارم . با تمام احساسی که این عکسا بهتون میده .

برو ادامه ی مطلب . اگه خوشت اومد .ی نظره ناقابلم برامون بذار به یادگار .ی کوچولو .


ادامه مطلب
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 15:9 ] [ تنهایی شب ]
جملات جدید پشت کامیونی
 
 
آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!
**-.-**
آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!
**-.-**
اتوبوس من غصه نخور،منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)
**-.-**
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری
به جهنم که مرا دوست نداری!
**-.-**
اگه الله کند یاری
چه اف باشد چه سوسماری!
**-.-**
اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست و خیار و هندوانه!
**-.-**
ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!
**-.-**
ای روزگار
با ما شدی ناسازگار!
**-.-**
بپر بالا که گیر نمیاد!
**-.-**
باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم
من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!
**-.-**
بحث30یا30 ممنوع!
**-.-**
بخور و بخواب کارمه
الله نگهدارمه!
**-.-**
به مادرت رحم کن کوچولو!
**-.-**
تا جام اجل نکرده ام نوش
 هرگز نکنم تو را فراموش!
**-.-**
تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی
تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!
**-.-**
تاکسی نارنجی 
از من نرنجی!
**-.-**
تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم!
**-.-**
جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی
چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!!
**-.-**
داداش مرگ من یواش
امان از دست گلگیر ساز و نقاش!
**-.-**
درخت مکر زن صد ریشه دارد
فلک از دست زن اندیشه دارد!
**-.-**
در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای
سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!
**-.-**
دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی
دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!
**-.-**
دنبالم نیا آواره میشی!
**-.-**
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!
**-.-**
دودوتا هفتا کی به کیه!
**-.-**
رخش بی قرار!
**-.-**
رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد
 رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد!
**-.-**
رود می رود اما ریگذارش می ماند!
**-.-**
زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست!
**-.-**
زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!
**-.-**
«zoor nazan farsi neveshtam»
**-.-**
ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود
ز شهر و خانه ام آواره بنمود!
**-.-**
سر پایینی نوکرتم
سر بالایی شرمندتم(ژیان)
**-.-**
شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است 
از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است!
**-.-**
شکر بترازوی وزارت برکش
**-.-**
شو همره بلبل بلب هر مهوش!
(اینو برعکس هم که بخونی همین میشه)
**-.-**
عشق میکروبی است که از راه چشم وارد می شود و قلب را عاشق می کند!
**-.-**
قربان وجودی که وجودم ز وجودش بوجود آمده است!
**-.-**
کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد
جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!
**-.-**
گاز دادن نشد مردی
عشق آن است که بر گردی!
**-.-**
گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند
طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند!
تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم بنازم مطربان را که خلق را مسرور می خواهند!
 
 
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 15:1 ] [ تنهایی شب ]


 

هنـر آدامسی در خیـابان های لنـدن !

شاید باورتون نشه ولی ظاهرا توی هیچ شهر دنیا به اندازه لندن، آدامس‌های جویده‌شده ی چسبیده بر روی زمین نیست و میشه حدس زد که آمار مصرف آدامس در بین مردم این شهر چقدر بالاست! تا جاییکه یکی از کارهای مهم و مستمر مأمورهای شهرداری اونجا پاک کردن این آدامس ها با کاردکی هست که همیشه اون رو بهمراه دارند. هر چند وجود این آدامس های روی زمین نشانه ای از عدم رعایت نظافت شهری از سوی شهروندان بریتانیایی است ولی بد نیست بدونید که یه آقایی بنام بن ویلسون (Ben Wilson) برای اینکه این مشکل رو بعنوان یک مسئله زیست محیطی به رخ شهروندان و همینطور مسئولین شهر بکشه و به نوعی اونها را مجاب به حفظ نظافت شهری کنه، با روش های خاصی روی این آدامس های گوشه کنار شهر نقاشی می‌کشه که یک مجموعه جالب از عکس‌ این آدامس‌های نقاشی‌شده رو می‌تونین در ادامه ایمیل ببینید ...




ادامه مطلب
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 14:37 ] [ تنهایی شب ]

حقایـقی بـاورنکـردنی از زنـدگی آلبـرت اینـشتیـن
 

بله همگی ما می دانیم که اینشتین این فرمول (2mc=e) را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیزهای کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم. پس خودتان را با مرور این هشت مورد شگفت زده کنید!

1. او با سر بزرگ متولد شد
وقتی اینشتین به دنیا آمد خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آن جایی که مادر وی تصور می کرد فرزندش ناقص است اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.

2. حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود نبود
مطمئنا اینشتین توانسته کتاب های مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند اما برای به یاد آوری چیزهای معمولی واقعا حافظه ی ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموش کاری مختص دانستن تاریخ تولد برای بچه های کوچک بود.

3. او از داستان های علمی، تخیلی متنفر بود
اینشتین از داستان های تخیلی بیزار بود زیرا احساس می کرد آنها باعث تغییر درک عامه مردم از علم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیزهایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد. او می گفت:(من هرگز در مورد آینده فکر نمی کنم زیرا به زودی می آید.)


4. او در آزمون ورودی دانشگاه رد شد
در سال 1895 در سن 17 سالگی اینشتین که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است که تاکنون متولد شده در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوئیس رد شد. در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سرگذاشت اما در بخش های باقی مانده مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی بعد ها از او در این رابطه سوال شد گفت:(آنها بی نهایت کسل کننده بودند و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود احساس نمی کرد.)

5. علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت
اینشتین در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.

6. او فقط یک بار رانندگی کرد
اینشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت. یک روز اینشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی احساس خستگی می کند؟ راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای اینشتین سخنرانی کند چرا که اینشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند قبول کرد. اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه میکند در درونش داشت. به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد ولی تصور اینشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس اینشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد.

 


 
7. الهام گر او یک قطب نما بود
اینشتین در دوران نوجوانی یک قطب نما به عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود. وقتی او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد. بنابراین تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.

8. راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ اینشتین در سال 1995 مغر او توسط توماس تولتزهاروی برای تحقیقات برداشته شد. هاروی تکه هایی از مغز اینشتین را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد از این مطالعات دریافت می شود که مغز اینشتین در مقایسه با میانگین متوسط انسان ها مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنین مغز وی مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلیسیوس داشته که این مسئله امکان ارتباط آسانتر سلولهای عصبی را با یکدیگر فراهم می سازد. علاوه بر اینها مغز وی دارای تراکم و چگالی زیادی بوده و همین طور قطعه اهیانه پایینی توانایی همکاری بیشتری با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات را داشته است.

[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 14:26 ] [ تنهایی شب ]



افراد زیادی می خواهند بدانند که رنگ لباس سال ۹۱ یا ۲۰۱۲ چیست که در پاسخ باید گفت طبق نظر طراحان مد، رنگ امسال رنگ نارنجی مایل به قرمز است. مؤسسه کالرپنتون (Color Panton) رنگ امسال را نارنجی مایل به قرمز یا همان نارنجی به رنگ میوه نارنگی را معرفی کرده است.


 


"واشنگتن پست" در این باره نوشته است که امسال جهان به رنگی نیاز دارد که از آن انگیزه، انرژی و شجاعت برای اقدام برخیزد به همین جهت موسسه کالرپنتون بر اساس تحلیل روانشناسان خود رنگ نارنجی مایل به قرمز را به عنوان رنگ سال ۲۰۱۲ یا همان سال ۱۳۹۱ انتخاب کرده است. چون وضعیت نابسامان اقتصاد جهانی و ناامیدی حاکم بر جوامع در سال 2012، رنگی جسورانه و خشن‌ را طلب میکند؛ رنگ نارنجی مایل به قرمز!



این تن نارنجی، رنگی پرانرژی و جسورانه است و همان انرژی‌ای که ما برای دوباره شارژ شدن و حرکت کردن به جلو نیاز داریم را در خود دارد. نارنجی نه تنها رنگی زنده و علامتی انرژی را نیز در خود دارد بلکه نشانه‌هایی از قدرت و پشتکار دارد یعنی همان چیزی که باید امسال بین انسان‌‌ها طنین‌انداز شود تا بتوان به تغییراتی که چشم انتظارشان هستیم دست یابیم.

مدیرعامل کالر پنتون (لیتریک ایزمن) همچنین گفته است: "نارنجی می‌تواند افکار دلگرم‌کننده را در ما زنده و به فعالیت تشویق‌مان کند تا بتوانیم به سمت هدف‌های بهتری که در نظر داریم، حرکت کنیم." ولی لیتریک ایزمن این پیش‌بینی درباره رنگ‌ها را از کجا می‌آورد که زیاد هم بیراه نیستند و خیلی مورد توجه طراحان و مدپوشان قرار می‌گیرد؟ تحصیلات و پیشینه لیتریک ایزمن در رشته روان‌شناسی است و همین مسئله باعث شده تا او بتواند به‌خوبی فرهنگ رنگ‌ها را با توجه به مشخصات زمان معنی کند. اما به جز او متخصصان دیگر در این زمینه توضیح می‌دهند:‌"رنگ نارنجی مایل به قرمز القا کننده امیدواری و خوش‌بینی است که در نتیجه پیوند : احساس سرزندگی حاصل از آدرنالین تولید شده توسط رنگ قرمز" و "دوستی و گرما و پختگی رنگ زرد" است.

 

[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 11:0 ] [ تنهایی شب ]


Inline image 1

Inline image 2

Inline image 18

Inline image 4

Inline image 17

Inline image 6

Inline image 7

Inline image 8

Inline image 9

Inline image 10

Inline image 11

Inline image 14

Inline image 15

Inline image 16


[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 10:36 ] [ تنهایی شب ]

نگاهي به درخت ســـيب بيندازيدشايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه استخيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»
اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهدبه ما مي گويد:

«
اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنندپس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيداز اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:

بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.

بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.

بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي.

بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني.وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم.

[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 10:28 ] [ تنهایی شب ]
آدمها  در ارتباطاتشان یک آستانه ی “تحمل” دارند
یک آستانه ی “تنفر”
و یک آستانه ی ” تهوع !
.
.
.
دانشجوی عزیز
وقتی که شما سر کلاس اس ام اس میفرستی من کاملا متوجه میشم
چون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه در حالی که لبخند روی لباشه !
دوستدار تو
استاد !
.
.
.
بارون که میزنه آدم ناخوداکاه یاد سه چیز میفته:
سهراب و شعرش
قمیشی و صداش
شهردار و عمش !
.
.
.
دوستان عزیز توجه بفرمایین
وقتی فین میکنین وسط دستمال رو نگاه نکنین
کمتر گزارش شده که کسی مروارید فین کرده باشه !
.
.
.
یه مَثَل ایرانی هست که میگه
عمر دست خداست، پراید وسیله است!
.
.
.
سعی کن با سرعت زیاد بگی
“کانال ِ کولر، تالار ِ تونل”
بعد از ۶ بار تکرار سوتی هاتونو بنویسید!
.
.
.
به کنار من اگر می آیید ، نرم و آهسته بخوره تو سرتون !
همون بیاین خودش کلیه !
.
.
.
هروقت رفتین دکتر ازتون پرسید “اینجا درد میکنه؟”
بهش دروغ بگین !
چون دقیقا همونجا رو فشار میده پدسّگ !
.
.
.
جواد خیابانی از نیروی انتظامی عاجزانه درخواست کرد که
از این به بعد اگه فاحشه گرفتن نگن زن خیابانی !
.
.
.
سلامتی اون سربازی که ۵۵ دقیقه واستاد تو صف تلفن
که ۳ دقیقــه با عشقش حرف بزنه،
ولی هرچقد زنگ زد بازم پشت‌خطی بود !
.
.
.
عشق احساس شگفت انگیزیست
درگیرش که شدی..یک گوسفند گربه صفت رو صدا میزنی جوجو !
.
.
.
دوست عزیز
کلاس ، داشتنیه گذاشتنی نیست !
جهت اطلاع عرض کردم !
.
.
.
به بابام گفتم حس داشتن یه پسر خوب چه جوریه !؟
گفت نمیدونم برو از مامان بزرگت بپرس !
         
[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 10:26 ] [ تنهایی شب ]
درباره وبلاگ

عشق حصیره سایه دار نخل معشوق خام
خواستم گریه هایم رنگ بوی دیگری گیرد ولی
چشم من در راه ماند من تنها شدم
سیل اشکانم به لبهایم رسید
این ترکها گر چه ویرانم نمود
اما...
دوستانی به بهانه ی ترنم
در کنارم
با وجود
شنبم صبح خیزان
سبز شدندو
دل به دنیای دگر دادند
وغریبانه مرا
به اوج آسمانها
سپردند
امکانات وب

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس