|
معشوقه ی خام
| ||
|
* *
*راســــــتی،
دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...!
"حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب*
* *
* ♡
♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ [ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:18 ] [ تنهایی شب ]
یاد تو از این فاصله ی سخت نمیگذرد و مرا با باد سوزان چشمانت به هر سویی میبرد نا بی وفاییم را به اثبات برسوند . من از همان تکه ی اول گفتم بی وفای توام ولی باور کن که عشق را به نثارت کشاندم . ای دل غافل از این همه سکوت مرا دریاب.مرا دریاب چون خوب میدانی در این امواج بارانی همه راهم سیلی است بی ارزش .مرا دریاب از این همه خاطره های تلخ در این دفترچه ی خاطراتم که سخت برگه هایش مرا در اعماقش به آغوش کشیده . (م.ن)
مرا از اینکه بگویم عاشق شدم پشیمون میکنی . من دوستت دارم . و بسا دوست داشتن از عاشق شدن برتر است. چقدر دوست داشتن خاکی شده وخود را به جاده ی بی خیالی ها سپرده است . به خاطر حرفهای تو نیست ؟
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:27 ] [ تنهایی شب ]
عجیب این دلیه که مادام ما رو به دنباله خواسته هاش میکشونه و تا دم از خستگی می یاریم میگه یکم مونده طاقت بیار اما مثل اینکه خودشمم تو سرابه ی خیاله که هیچ وقت به حقیقت نمیرسه . حیف این جسم بی دل ما که فقط ادعا داره . خسته شدم از این همه تنهایی . یکی نیست به دادم برسه ؟(م.ن) [ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:41 ] [ تنهایی شب ]
عشق درختیه که پایش بستگی داره از چه سنی گذاشته باشی تو خاک . ساقه داره بستگی داره به اینکه هدفتون چی باشه . برگ هایی داره بستگی داره به اینکه دوست داشتنتون تا چه حد باشه.گل و شکوفه هاشم که بعد رسیدن این دو تا خوشبختمونه . گاهی وقتا اگه همینکه برای طرفی که از دست دادیم ارزوی خوشبختی کنیم بازم به همون شکوفه هاش میرسیم . (م.ن)
[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:6 ] [ تنهایی شب ]
![]() دکتر وین دایر در کتاب عظمت خود را دریابید بحث جالبی داره:
می گه ادم ها دو دسته هستند غاز ها و عقاب ها . هرگز نباید عقاب ها رو به مدرسه غازها فرستاد و نباید افکار دست و پا گیر غازها فکر عقاب ها رو مشغول کنه . کسی که مثل غاز هست و تعلیم داده شده نمی تونه درست پرواز کنه و به خار و خاشاک گیر می کنه که مانع پروازش می شه . ولی عقاب رسالتش اوج گرفتنه . عقابی که مثل غاز رفتار می کنه از ذات خودش فرار می کنه .
بدترین چیز ندونستن قوانین عقاب هاست . این که ندونیم چطوری عقاب باشیم .
* غازها همه مثل هم فکر می کنند و همیشه هم ادعا می کنند که درست فکر می کنند . افکارشون کپی شده هست و اصلا خلاقیت نداره . اکثر مواقع هم همگی با هم به نتایج یکسان می رسند چون دقیقا مثل هم فکر می کنند .
عقاب ها می دونند زمانی که همه مثل هم فکر می کنند در واقع اصلا کسی فکر نمی کنه .
* غازها همیشه می دونند غاز دیگه چطوری زندگی کنه بهتره ! هر کسی جای کس دیگه تصمیم می گیره . برای همین اکثر یا دیر به بلوغ (فکری – جنسی – احساسی) می رسن و یا اصلا بالغ نمی شن .
عقاب ها به خلاقیت ذهن هر کس اعتقاد دارن و در زندگی ماهیگیری به فرد یاد می دن و نه ماهی . در محله عقاب ها هر کسی جای خودش باید فکر کنه و کسی مسئولیت زندگی کس دیگه رو به عهده نمی گیره .
* غازها از جسمشون بیش از حد کار می کشن و تمام توان داشته و نداشته رو به کار می گیرن و به نتایج دلخواه نمی رسن .
عقاب ها اول تمام جوانب کار رو در نظر می گیرن ، باتوجه به تجارب قبلی و برنامه ریزی های ذهن خلاقشون تصمیم می گیرند و بعد شروع به کار می کنند . عقاب ها ایمان دارند که تلاش جسمی به تنهایی اصلا برای کار کافی نیست .
* غازها حریم شخصی ندارند و بارها و بارها وارد حریم خصوصی عقاب ها می شن چون حرمت ندارند .
عقاب ها به حریم شخصی هر فردی احترام می زارن و قاطعانه به افرادی که وارد حریم خصوصی اونها می شن تذکر می دن .
* غازها باید همه رو راضی نگه دارند و تمام تلاششون رو در روابط می کنند که همه انسان ها ، تک به تک از اونها راضی باشند . به جای انجام وظایف و رسالت خودشون ، رضایت همه اطرافیان رو با هر زحمتی شده به دست می یارن چون اگر به دست نیارن احساس خلا می کنند ..
عقاب ها می دونند که به دست اوردن رضایت همه افراد امکان نداره و نیمی از مردم همیشه با نیمی از افکار اونها مخالفند و این وظیفه یک عقاب نیست که مخالفانش رو راضی نگه داره .
* غاز نه نمی گه و همش شاکی هست که چرا باید اینهمه به دیگران توجه کنه .
عقاب در مواقعی که لازم هست ، به راحتی نه می گه .
* غاز شرط اول ارتباط رو صمیمیت بیش از حد می دونه .
عقاب شرط اول ارتباط رو احترام متقابل می دونه .
* غاز نمی خواد باور کنه که دشمنی داره .
عقاب می دونه که باید دشمنش رو ببخشه ولی بهش اعتماد نمی کنه .
* غاز از تجربیات درس نمی گیره و فقط آزار می بینه .
عقاب بعد از گذروندن سختی مسئله ، به فکر پذیرش مسئله و درس های ممکنه هست ..
* غاز از دلش هیچ وقت حرف نمی زنه ..
عقاب با دلش زندگی می کنه .
* غاز یا احساسیه و یا منطقی .
عقاب می دونه که در دورانی از زندگی باید مغز رو پرورش و ورزش دارد و در دورانی دیگه باید دل رو نوازش داد و به حرف های دل بها داد .
* غاز اشتباه نمی کنه .
عقاب می دونه اگر هیچ وقت اشتباهی نکرده ، دلیلش اینه که اصلا دست به عملی نزده .
* غاز جای دیگران زندگی می کنه ..
عقاب می دونه که باید به دیگران کمک کنه ولی جای کسی نباید زندگی کنه چون تجربه خود بودن رو از اون فرد گرفته .
* غاز همیشه همه کار می تونه انجام بده .
عقاب می دونه چه کارهایی رو می تونه انجام بده و چه جایی باید اعلام کنه که از عهده اون بر نمی یاد .
* غاز همیشه مجبوره .
عقاب همیشه مختاره و اگر به جبر روزگار مجبور شد کاری رو انجام بده ، می پذیره و می گه : ترجیح می دم این کار رو انجام بدم .
* زمان غاز تفریح مشخص نیست .
عقاب برای تفریحش برنامه ریزی می کنه و می دونه که فاصله خالی این نت تا نت بعدی در موسیقی ، دلیل دل نشین بودن اون هست .
* غاز همیشه ناراضیه و شاکی و همیشه در حال شناخت عامل این بدبختی هست .
عقاب همیشه راضیه و می دونه هر سختی هم پایانی داره .
* غاز عبادت عادتش شده .
عقاب تکرار و عادت و روزمرگی رو مرگ دل و پرستش می دونه .
* غاز نسبت به عقاب یا احساس برتری می کنه و یا احساس ضعف .
عقاب باور داره برتری وجود نداره . اصل فقط تفاوت است که باعث برتری کسی بر کس دیگه نمی شه .
* غاز زیاد از مغزش کار می کشه البته بدون بهره وری لازم .
عقاب مفید فکر می کنه و از اشتباهاتش درس می گیره .
* غاز می خواد غاز باشه چون غاز بودن و نپریدن خیلی اسون تر از پرواز و اوج گرفتن هست . عقاب بر عقاب بودن اصرار داره ، حتی اگر بارها به مدرسه غازها رفته باشه و به خاطر عقاب شدن بهای سنگینی رو بپردازهعقاب باشید و سربلند
[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:6 ] [ تنهایی شب ]
Shakespeare Said :
شکسپیر گفت I always feel happy, you know why?
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟ Because I don't expect anything from anyone, برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم، Expectations always hurt .. Life is short .. So love your life .. انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. زندگی کوتاه است .. پس به زندگی ات عشق بورز .. Be happy .. And keep smiling .. Just Live for yourself and .. خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و .. Befor you speak » Listen قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن Befor you write » Think قبل از اینکه بنویسی » فکر کن Befor you spend » Earn قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش Befor you pray » Forgive قبل از اینکه دعا کنی » ببخش Befor you hurt » Feel قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن Befor you hate » Love قبل از تنفر » عشق بورز That's Life … Feel it, Live it & Enjoy it. زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر [ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:0 ] [ تنهایی شب ]
علی عطشانی اولین فیلم سه بعدی ایرانی را با نام «آقای الف» میسازد.
[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 16:32 ] [ تنهایی شب ]
اگر از سردرد رنج می برید توصیه می شود که در همان مراحل اولیه، درد را تسکین دهید تا شدت پیدا نکند، ضمن آنکه شناسایی مواد غذایی که باعث تسکین سردردمی شود مفید است .
در این مطلب به نقل از سایت «Prevention» به علت بروز سردرد و درمان غذایی آن اشاره شده است.
علل سردرد:
*مصرف داروهای ضد درد علت نیمی از میگرن های مزمن است و 25 درصد نیز براثر مصرف بیش از حد داروهای شایع درد است.
*کافئین اگرچه باعث تسکین درد می شود اما مصرف زیاد آن اثر عکس دارد. علاوه بر آن، ترک کردن عادت مصرف قهوه باعث بروز سردرد می شود تا این که بدن به مصرف نکردن کافئین عادت کند.
*سردردهای تنشی در پی استرس به وجود می آید. یکی دیگر از علل آن نیز خیره شدن به صفحه مانیتور به مدت طولانی است. بنابراین هر نیم ساعت از جا بلند شوید و به دور دست خیره شوید.
*سینوزیت در برخی موارد سردرد ایجاد می کند. این نوع سردرد همراه با درد استخوان گونه، استخوان بینی یا پیشانی است. اغلب با حرکت ناگهانی سر، درد زیاد می شود.شست و شوی بینی با آب مقطر می تواند مفید باشد.
*مصرف برخی غذاها مانند بادام زمینی، شکلات که حاوی آمینو اسید تیرآمین است و سوسیس که حاوی نیترات است سردرد به وجود می آورد. گاهی فرآورده های لبنی و گندم نیز عامل سردرد است.
*تغییرات جوی به خصوص افت فشار جوی سردرد به وجود می آورد. سفر کردن به مکانی که در ارتفاع بالاتر از محل زندگی شما قرار گرفته است ممکن است سردرد ایجاد کند.*هورمون های استروژن و پروژسترون روی ماده شیمیایی مربوط به سردرد در مغز تاثیر می گذارد. میزان بالای استروژن سردرد را بهبود می دهد، در حالی که استروژن های پایین باعث شدت یافتن درد می شود.
*دود سیگار، یکی از عوامل شایع در بروز حمله میگرن است. بنابراین از قرار گرفتن در محیط آلوده به دود خودداری کنید. درمان های غذایی سردرد
*افرادی که به طور منظم دچار سردرد می شوند، باید روزی یک عدد موز برای صبحانه مصرف کنند. منیزیم موجود در آن به طور موثر سردرد را درمان می کند.
*لیموناد تازه با مقدار زیاد نمک سردرد را درمان می کند.
*مصرف یک عدد سیب به صورت ناشتا سردرد را از بین می برد.
*کپسا سین موجود در فلفل سیاه نیز در رفع سردرد موثر است.
*دم کرده ولرم برگ ریحان و تکه های زنجبیل را همراه با کمی عسل بنوشید. آنتی اکسیدان مانند سلنیم ، منیزیم و ویتامین های موجود در آن نشاط آور است.
*مصرف شیر ولرم و کمی شیرین برای سیستم عصب و در نتیجه رفع سردرد مفید است.
[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 16:19 ] [ تنهایی شب ]
اگر یک ورزشکار هستید و می خواهید به کمک ورزش، آمادگی جسمانی و تناسب اندام خود را حفظ کنید این مطلب را تا به انتها مطالعه کنید.
ورزشکاران معمولا پس از انجام یک تمرین یا ورزش سنگین به غذا خوردن می پردازند تا انرژی از دست رفته را دوباره به دست آورند.
در این میان انتخاب غلط غذا می تواند تمامی زحمات شما را از بین برده و باعث شود تا نتوانید به تناسب اندام مورد نظر برسید. در این مطلب شما را با 4 ماده غذایی که نباید پس از تمرین ورزشی مصرف شود آشنا می کنیم.
برنج قهوه ای
سالاد
فست فودها این مواد بسیار دیر هضم هستند و همچنین مانع از رسیدن مواد مغذی به بدن می شود. همچنین فراموش نکنید که این مواد غذایی دارای کالری بسیار زیادی هستند و می توانند زحمات شما را پس از یک تمرین سخت به هدر دهند.
شکلات سیاه
منبع: باشگاه خبرنگاران [ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 16:17 ] [ تنهایی شب ]
شوید گیاهی است که در تهیه غذاهای مختلف از آن استفاده می شود.
فلاوانوئید و ویتامینB کمپلکس موجود در شوید به طور طبیعی ترشح برخی آنزیم ها و هورمون ها را فعال می کند که این امر تاثیر آرام بخشی و خواب آور دارد.
فلاوانوئید موجود در روغن آن خاصیت باکتریایی دارد و با از بین بردن عفونت های میکروبی، اسهال را درمان می کند. به علت دارا بودن خاصیت ضدعفونی کننده برای حفظ غذا از آن استفاده می شود. با شل کردن عضله معده، نفخ را برطرف می کند. مانع از بروز یبوست می شود و قولنج را در کودکان از بین می برد. به طور طبیعی تنظیم کننده انسولین به حساب می آید. ناراحتی های مربوط به قاعدگی را برطرف می کند. برای درمان ناراحتی های تنفسی موثر است. آنتی اکسیدان موجود در آن با سرطان مقابله می کند. منبع: سلامت نیوز [ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 16:16 ] [ تنهایی شب ]
علت عمده به وجود آمدن قارچ ناخن، قارچ درماتوفیت است اما مخمر و کپک نیز میتوانند عامل این بیماری باشند. قارچها موجودات فرصتطلبی هستند و در تمام مکانها بهخصوص مکانهای گرم و مرطوب مانند کف سالنهای ورزشی، رختکن، داخل کفش و جوراب و حتی در کف آشپزخانه یافت میشوند. هیچ کس دوست ندارد روی پوست بدنش به ویژه پاها و لای انگشتانش قارچی پیدا شود. قارچ ناخن که نوعی بیماری است هنگامی اتفاق میافتد که قارچ در بستر یک یا تعدادی از ناخنها ریشه کند. در این مقاله عوامل بهوجود آورنده قارچ ناخن را بررسی کرده و سه راه مقابله با آن را معرفی میکنیم. دلایل ابتلا به قارچ ناخن قارچ از طریق بریدگیهای نامرئی یا جدایی ناخن از بستر آن، به بستر ناخن هجوم میآورد. البته گرما و رطوبت دائمی شرایط آسانتری را برای شیوع قارچ ناخن فراهم میکند. شست پا بیشتر اوقات در محیط تنگ، محدود و مرطوب جوراب و کفش قرار دارد که در آن محل گردش خون کمتر است؛ بنابراین این قسمت پا از ناخنهای دست آسیبپذیرتر هستند. شرایطی که به وجود آمدن قارچ را تسهیل میکنند بنابراین از پا برهنه راه رفتن در محیط استخر، محیط رختکن و دوشهای مشترک حمام اجتناب کنید؛ بهخصوص اگر در نواحی اطراف ناخنهایتان بریدگی، خراش، عرقسوز یا پاره شدگی وجود دارد. کفشها و جورابهای تنگ به عرق کردن پا و به وجود آمدن محیط نمدار و مرطوبی که بستر قارچها خواهد شد کمک میکنند. بیماریهای خاصی مانند دیابت، بیماری با سیستم ایمنی ضعیف و همچنین پسوریازیس میتوانند احتمال به وجود آمدن قارچ ناخن را بالا ببرند. درمانهای خانگی برای قارچ ناخن چای و روغن زیتون میتوانند به درمان قارچ ناخن کمک کنند. چای دارای مواد ضدباکتری طبیعی است که به مشکل قارچ ناخن کمک میکنند و روغن زیتون نیز از شکستگی و افتادن ناخن عفونی شده جلوگیری میکند. اضافه کردن مواد پروبیوتیکی به رژیم غذایی میتواند به عنوان علاج قارچ ناخن مورد توجه قرار گیرد. ماست پروبیوتیک و کفیر منابع خوبی برای درمان این گونه قارچها هستند. استفاده از مواد غذایی «سفیدرنگ» مانند شکر، آرد سفید و کربوهیدراتهای تصفیه شده را کاهش دهید. حواستان به مصرف لبنیات باشد.
منبع : صدف نیوز [ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 16:14 ] [ تنهایی شب ]
منـم زیبــا ![]() که زیبا بنده ام را دوست میدارم تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویی؟ تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟ تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟ هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟ که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟! آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را این منم پروردگار مهربانت.خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟ بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است قسم بر عاشقان پاک با ایمان قسم بر اسبهای خسته در میدان تو را در بهترین اوقات آوردم قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 9:49 ] [ تنهایی شب ]
صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت و روز خوبی داشت! فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود "هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت ... پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود "اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد ! روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم! همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه ساده زندگی کن ،جوانمردانه دوست بدار ، و به فکر دوست دارانت باش [ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 16:38 ] [ تنهایی شب ]
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 16:4 ] [ تنهایی شب ]
امشب دوباره غرق در تمنای دیدنت سرمه ی انتظار به چشمانم میکشم امشب دوباره تو را گم کرده ام میان آشفته بازار افکار مبهمم توی کوچه های بی عبور پاییزی دستان گرمت را .. نگاه مهربانت را .. شانه های بی انتهایت را منتظر نشسته ام ![]() آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود . . . ادامه مطلب [ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 16:1 ] [ تنهایی شب ]
مردم هم مرا از خود میرانند تعجبی نیست دل را به خاطر داری چگونه سینه ات را محو عشقی خالی نمود و فقط مایه عذابم شد و هم اکنون به خود مینازد که کسی را دارد که به او مینگرد عشق را میگویم او محو تماشای دروغینش شد ولی آخر خنجر ماتش را به سیتنه ام کشاند اما او هنوز میخندد و به دروغ میگوید عشق ازان من است . [ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 15:23 ] [ تنهایی شب ]
چه ساده بودم که دروغهایت را به گوشهای نازنینم میسپردم و به زیر نگاهم سقلمه ای میزدم و به او فقط قاب سکوت را داده بودم تا بخوابد و هیچ یک به چشمان راستین دلش نیاید تا بهانه ای برای دور کردنم از تو نداشته باشد چه ساده بودم.گوشهایم خوابش برد و چشمهایم به باد صبا دید میزند و هنوز خیره مانده کاش میتوانسم همه ی آنها را دوباره به دلم بسپارم تا درمانش نماید . ساده بودم میدانم اما دوست داشتنت مرا به این گونه باور رساند .
[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 15:12 ] [ تنهایی شب ]
خواستم من تو را در خاطراتم سبزبه سر سفره ی دل بنشانم اما غروبی به اسم مستعارزندگی مرا خاکستر گونه درتنور داغ دیده ی جسمم بنهاد و گفت هنوز پاییزی.هنوزم نمیدانم کدام سو بروم تا به دریای ساحل گونه ات برسم .
[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 9:8 ] [ تنهایی شب ]
گاهی وقتها نیستی ها دست به دست هم می دهند تا ناگاه رنجها را به وجودت تزریق کنند . گاه خیالاتی از رنگ سبز یشمی خود را به زردی خزان میرنگانند تاسیاهی را به نگاهت بنشاند و نگذارد تو به خیال فهیم دست دهی . این روزها همه دل میشکنند و به خیالی باطل پا از این جاده ی توهم بر میدارند . و تو تنها باید دست زیر سرت بگیری و نفسهایت را عمیق بکشی تا از گلوی کوچکت بیرون آید و بغض خود را محو نماید . ما دیگر از انسانیت به دوری گزیده شده ایم
[ جمعه نوزدهم اسفند 1390 ] [ 13:42 ] [ تنهایی شب ]
۱- گردو [ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 14:31 ] [ تنهایی شب ]
[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 9:18 ] [ تنهایی شب ]
داستـانِ یـک دکـتـر ... این داستانِ یک دکتر است. دکترِ داستانِ ما در حال حاضر در استرالیا زندگی می کند. زندگی بسیار مرفه ای دارد، زندگی که هیچیک از همکلاسی هایش حتی خواب آن را هم نمی دیدند !
اما زندگی دکتر اینگونه به پایان نرسید. پیچ کوچکی در جاده ی زندگی دکتر به وجود آمد. تصمیم گرفت از کشورش خارج شود و به کشور دیگری مهاجرت کند. دوستان دکتر هم در تلاش بودند تا مهاجرت کنند و در کشورهای جهان اول به بهترین ها برسند. لذا روزها را در صفهای بلند سفارتخانه های آمریکا، بریتانیا و استرالیا می گذراندند و مدام به دنبال آشنایی بودند تا چند روز زودتر از بقیه به آرزوهایشان برسند. اما دکتر کشوری بسیار "معمولی" را انتخاب نمود که هیچگونه صفی در سفارتخانه های آن وجود نداشت. او به کشور مالدیو رفت و در بیمارستانی مشغول به کار شد.
خانه ی ساده ای کرایه کرد و همسر و بچه هایش را به آنجا برد. دوچرخه ای برای خود و بچه هایش خرید و بعد از اتمار کار به همراه خانواده از مناظر زیبای مالدیو لذت می بردند. آخر هفته ها به مسافرت می رفتند و دوستان فراوانی پیدا کردند. تا اینکه دکتر روزی اطلاعیه ای در روزنامه دید که در آن سازمان بهداشت جهانی (WHO) از چند دکتر عمومی، بدون مدرک تخصص و با تجربه چند ساله خواسته بود تا به یکی از روستاهای دور افتاده در استرالیا رفته و در بیمارستانی مشغول به کار شوند. دکتر برای این شغل اقدام نمود و به استرالیا مهاجرت کرد.
این همان راهی است که تمام شادی در آن وجود دارد. [ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 15:16 ] [ تنهایی شب ]
سلام دوستان من .
از همتون به خاطر نظراتتون ممنونم. دوستتون دارم . با تمام احساسی که این عکسا بهتون میده . برو ادامه ی مطلب . اگه خوشت اومد .ی نظره ناقابلم برامون بذار به یادگار .ی کوچولو . ادامه مطلب [ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 15:9 ] [ تنهایی شب ]
جملات جدید پشت کامیونی
آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!
**-.-**
آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است! **-.-**
اتوبوس من غصه نخور،منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان) **-.-**
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری به جهنم که مرا دوست نداری!
**-.-**
اگه الله کند یاری چه اف باشد چه سوسماری!
**-.-**
اگر خواهی بمیری بی بهانه بخور ماست و خیار و هندوانه!
**-.-**
ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!
**-.-**
ای روزگار با ما شدی ناسازگار!
**-.-**
بپر بالا که گیر نمیاد! **-.-**
باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!
**-.-**
بحث30یا30 ممنوع! **-.-**
بخور و بخواب کارمه الله نگهدارمه!
**-.-**
به مادرت رحم کن کوچولو! **-.-**
تا جام اجل نکرده ام نوش هرگز نکنم تو را فراموش!
**-.-**
تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!
**-.-**
تاکسی نارنجی از من نرنجی!
**-.-**
تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم! **-.-**
جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!!
**-.-**
داداش مرگ من یواش امان از دست گلگیر ساز و نقاش!
**-.-**
درخت مکر زن صد ریشه دارد فلک از دست زن اندیشه دارد!
**-.-**
در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!
**-.-**
دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!
**-.-**
دنبالم نیا آواره میشی! **-.-**
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!
**-.-**
دودوتا هفتا کی به کیه! **-.-**
رخش بی قرار! **-.-**
رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد!
**-.-**
رود می رود اما ریگذارش می ماند! **-.-**
زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست! **-.-**
زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست! **-.-**
«zoor nazan farsi neveshtam» **-.-**
ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود ز شهر و خانه ام آواره بنمود!
**-.-**
سر پایینی نوکرتم سر بالایی شرمندتم(ژیان)
**-.-**
شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است!
**-.-**
شکر بترازوی وزارت برکش **-.-**
شو همره بلبل بلب هر مهوش! (اینو برعکس هم که بخونی همین میشه)
**-.-**
عشق میکروبی است که از راه چشم وارد می شود و قلب را عاشق می کند! **-.-**
قربان وجودی که وجودم ز وجودش بوجود آمده است! **-.-**
کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!
**-.-**
گاز دادن نشد مردی عشق آن است که بر گردی!
**-.-**
گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند!
تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم بنازم مطربان را که خلق را مسرور می خواهند!
![]() ![]() ![]() [ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 15:1 ] [ تنهایی شب ]
هنـر آدامسی در خیـابان های لنـدن ! شاید باورتون نشه ولی ظاهرا توی هیچ شهر دنیا به اندازه لندن، آدامسهای جویدهشده ی چسبیده بر روی زمین نیست و میشه حدس زد که آمار مصرف آدامس در بین مردم این شهر چقدر بالاست! تا جاییکه یکی از کارهای مهم و مستمر مأمورهای شهرداری اونجا پاک کردن این آدامس ها با کاردکی هست که همیشه اون رو بهمراه دارند. هر چند وجود این آدامس های روی زمین نشانه ای از عدم رعایت نظافت شهری از سوی شهروندان بریتانیایی است ولی بد نیست بدونید که یه آقایی بنام بن ویلسون (Ben Wilson) برای اینکه این مشکل رو بعنوان یک مسئله زیست محیطی به رخ شهروندان و همینطور مسئولین شهر بکشه و به نوعی اونها را مجاب به حفظ نظافت شهری کنه، با روش های خاصی روی این آدامس های گوشه کنار شهر نقاشی میکشه که یک مجموعه جالب از عکس این آدامسهای نقاشیشده رو میتونین در ادامه ایمیل ببینید ... ادامه مطلب [ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 14:37 ] [ تنهایی شب ]
حقایـقی بـاورنکـردنی از زنـدگی آلبـرت اینـشتیـن بله همگی ما می دانیم که اینشتین این فرمول (2mc=e) را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیزهای کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم. پس خودتان را با مرور این هشت مورد شگفت زده کنید!
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 14:26 ] [ تنهایی شب ]
مدیرعامل کالر پنتون (لیتریک ایزمن) همچنین گفته است: "نارنجی میتواند افکار دلگرمکننده را در ما زنده و به فعالیت تشویقمان کند تا بتوانیم به سمت هدفهای بهتری که در نظر داریم، حرکت کنیم." ولی لیتریک ایزمن این پیشبینی درباره رنگها را از کجا میآورد که زیاد هم بیراه نیستند و خیلی مورد توجه طراحان و مدپوشان قرار میگیرد؟ تحصیلات و پیشینه لیتریک ایزمن در رشته روانشناسی است و همین مسئله باعث شده تا او بتواند بهخوبی فرهنگ رنگها را با توجه به مشخصات زمان معنی کند. اما به جز او متخصصان دیگر در این زمینه توضیح میدهند:"رنگ نارنجی مایل به قرمز القا کننده امیدواری و خوشبینی است که در نتیجه پیوند : احساس سرزندگی حاصل از آدرنالین تولید شده توسط رنگ قرمز" و "دوستی و گرما و پختگی رنگ زرد" است. [ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 11:0 ] [ تنهایی شب ]
[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 10:36 ] [ تنهایی شب ]
نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»
اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:
«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد: - بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري. - بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني. - بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي. - بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني.وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم. ![]() [ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 10:28 ] [ تنهایی شب ]
آدمها در ارتباطاتشان یک آستانه ی “تحمل” دارند
یک آستانه ی “تنفر”
و یک آستانه ی ” تهوع !
.
.
.
دانشجوی عزیز
وقتی که شما سر کلاس اس ام اس میفرستی من کاملا متوجه میشم
چون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه در حالی که لبخند روی لباشه !
دوستدار تو
استاد !
.
.
.
بارون که میزنه آدم ناخوداکاه یاد سه چیز میفته:
سهراب و شعرش
قمیشی و صداش
شهردار و عمش !
.
.
.
دوستان عزیز توجه بفرمایین
وقتی فین میکنین وسط دستمال رو نگاه نکنین
کمتر گزارش شده که کسی مروارید فین کرده باشه !
.
.
.
یه مَثَل ایرانی هست که میگه
عمر دست خداست، پراید وسیله است!
.
.
.
سعی کن با سرعت زیاد بگی
“کانال ِ کولر، تالار ِ تونل”
بعد از ۶ بار تکرار سوتی هاتونو بنویسید!
.
.
.
به کنار من اگر می آیید ، نرم و آهسته بخوره تو سرتون …!
همون بیاین خودش کلیه !
.
.
.
هروقت رفتین دکتر ازتون پرسید “اینجا درد میکنه؟”
بهش دروغ بگین !
چون دقیقا همونجا رو فشار میده پدسّگ !
.
.
.
جواد خیابانی از نیروی انتظامی عاجزانه درخواست کرد که
از این به بعد اگه فاحشه گرفتن نگن زن خیابانی !
.
.
.
سلامتی اون سربازی که ۵۵ دقیقه واستاد تو صف تلفن
که ۳ دقیقــه با عشقش حرف بزنه،
ولی هرچقد زنگ زد بازم پشتخطی بود !
.
.
.
عشق احساس شگفت انگیزیست
درگیرش که شدی..یک گوسفند گربه صفت رو صدا میزنی جوجو !
.
.
.
دوست عزیز
کلاس ، داشتنیه … گذاشتنی نیست …!
جهت اطلاع عرض کردم !
.
.
.
به بابام گفتم حس داشتن یه پسر خوب چه جوریه !؟
گفت نمیدونم برو از مامان بزرگت بپرس !
[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 10:26 ] [ تنهایی شب ]
|
||